دوره 6، شماره 3 - ( 3-1398 )                   جلد 6 شماره 3 صفحات 264-251 | برگشت به فهرست نسخه ها


XML English Abstract Print


1- استادیار گروه محیط زیست، پژوهشکده انرژی، پژوهشگاه مواد و انرژی، کرج، ایران ، E.abdollahzadeh@merc.ac.ir
2- دانش‌آموخته کارشناسی ارشد مهندسی انرژی‌های ‌تجدیدپذیر، پژوهشکده انرژی، پژوهشگاه مواد و انرژی، کرج، ایران
3- استادیار گروه محیط زیست، پژوهشکده انرژی، پژوهشگاه مواد و انرژی، کرج، ایران
چکیده:   (4963 مشاهده)
زمینه و هدف: در این تحقیق عملکرد فرایند انعقاد و لخته‌سازی در حذف آلاینده‌ها از فاضلاب خام ورودی و پساب خروجی واحد بی‌هوازی تصفیه بیولوژیکی تصفیه‌خانه فاضلاب کارخانه رنگرزی پارچه بررسی شد.
مواد و روش‌ها: از دستگاه جارتست به‌عنوان یک سیستم پایلوت منقطع، از FeCl3، PAC و Alum به عنوان منعقدساز و از دو پلی‌الکترولیت Zetafloc 7563 و Megafloc 3045PWG به عنوان لخته‌ساز کاتیونی و آنیونی استفاده شد و تاثیر میزان و نوع منعقدساز و نوع لخته‌ساز در حذف COD، کدورت و رنگ در دو مرحله بررسی شد.
یافته‌ها: نتایج آزمایشات انعقاد و لخته‌سازی روی فاضلاب خام ورودی نشان داد که Alum در غلظت 40 میلی گرم در لیتر موثرترین منعقدساز با میزان حذف COD، کدورت و رنگ به ترتیب برابر با %5/1±1/73، %7/93 و %7/71 بود. درحالیکه، نتایج آزمایشات انعقاد و لخته‌سازی روی پساب خروجی تصفیه بیولوژیکی بی‌هوازی نشان داد که بیشترین درصد حذف COD و کدورت برابر با %6/2±2/52 و %1/99 به ترتیب و مربوط به PAC با غلظت 2000 میلی گرم در لیتر بود. همچنین درصد حذف COD منعقدساز FeCl3 با غلظت  400 میلی گرم در لیتر نیز %5/3±2/52 بود. تفاوت نتایج حاصل از دو مرحله به علت تغییر ماهیت آلاینده‌ها پس از قرارگیری در معرض تصفیه بیولوژیکی و pH متفاوت فاضلاب استفاده شده در این دو مرحله بود.
نتیجه گیری: بررسی‌ها نشان داد استفاده از تصفیه فیزیکوشیمیایی به روش انعقاد و لخته‌سازی به تنهایی قادر به کاهش مطلوب آلاینده‌های موجود در فاضلاب رنگرزی به‌کار برده شده جهت استفاده مجدد نبود، درحالیکه میتوان از این روش به عنوان یک پیش‌تصفیه بیولوژیکی یا یکی از مراحل تصفیه ثانویه و تکمیلی استفاده کرد.
متن کامل [PDF 803 kb]   (3210 دریافت)    
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: تخصصي
دریافت: 1398/3/27 | پذیرش: 1398/3/27 | انتشار: 1398/3/27

بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.